کتاب هستی و نیستی

اثر ژان پل سارتر از انتشارات دنیای کتاب - مترجم: عنایت الله شکیبا پور-ادبیات مدرن

کتاب هستی و نیستی، از نظر بسیاری از فیلسوفان و ناقدان مهم ترین کار فلسفی سارتر است. برخی آن را از برجسته ترین آثار فلسفی سده ی بیستم دانسته اند. به هر حال یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین آثار فلسفی در اروپای قاره ای و در قلمرو فلسفه ی هستی و اگزیستانسیالیسم بود. هستی و نیستی پرفروش ترین کتاب فلسفه ی سده ی بیستم فرانسه بود. شهرت کتاب سارتر در سال های پس از جنگ جهانی دوم تا حدودی به خاطر نثر زیبای آن و استفاده از مثال هایی از زندگی روزمره بود

سارتر به یقین از تاثیرگذارترین متفکران سده های اخیر است در این کتاب رویکردی تازه و انقلابی به رابطه ی پیچیده ی انسان و جهان دارد. هرچند در زمان نگارش کتاب درگیر و دار جنگی مهیب، دلبسته آثار ادموند هوسرل و به ویژه هستی و زمان مارتین هایدگر بود. اما این کتاب تجربه اوست در آزادی. گزینش اوست برای آزادیو اینجا می بینیم اندیشه های تجریدی هستی شناسانه هرگاه به قلم ادیبی توانا نوشته شود چه شیرین و جذاب خواهد بود. کتاب هزار حسن دارد، اما اگر فقط یکی می داشت این است که عشق به دانایی را در دل خواننده زنده نگه می دارد

هستي و نيستي يکي از برجسته ترين آثار ژان پل سارتر نويسنده و فيلسوف فرانسوي با برگردان مهستي بحريني توسط انتشارات نيلوفر در 860 صفحه قطع وزيري منتشر شد. بابک احمدي که پيش از اين کتاب «سارتر که مي نوشت» را تاليف کرده بود، درباره اين اثر مي نويسد: «نخستين ترجمه فارسي از متن کامل «هستي و نيستي» (جستاري در هستي شناسي پديدار شناختي) مهمترين اثر فلسفي ژان پل سارتر شاهکاري فلسفي و نمايانگر معناي زندگي است در سده بيستم


خرید کتاب هستی و نیستی
جستجوی کتاب هستی و نیستی در گودریدز

معرفی کتاب هستی و نیستی از نگاه کاربران
به نظرم مهم ترین اثر فلسفی سارتر هستی و به جرئت میشه گفت که یکی از برجسته ترین آثار فلسفی قرن بیستم هستش. من وقتی اولین بار این کتاب رو خریدم و میخواستم شروع به خوندنش بکنم، یکم ترسیدم، هم از حجمش و هم از متنش، اما بعد از خوندن چند صفحه به طور کامل در متن قرار گرفتم و مساله برام روشن شد. به نکات عالی ای اشاره میکنه توی این اثر و نه تنها به بررسی هستی‌شناسی پدیدارشناختی می پردازه، بلکه به مسائل روزمره انسان ها و فلسفه عملی و روزمره و کاربردی نیز به نحو احسن میپردازه. نثرش دقیقا مثل نثر سایر اثار سارتر میمونه و مثال های ذکر شده برای هر مساله به روشن شدن بهتر مساله کمک میکنه. برخلاف حجم و ظاهر ترسناکش اصلا مساله سختی در خودش نداره و با این حال کامل، جامع و شامل هستش در زمینه تحقیقاتی خودش. فلسفه کامل ساتر که در تمام اثرهای دیگرش به کار رفته رو میشه داخل این اثر دید و در واقع با خوندن این اثر تمام اثار دیگه ساتر رو میخونین. خوندنش مسلما به صرف هزینه و زمانی که براش گذاشته شده می ارزه.

“It is therefore senseless to think of complaining since nothing foreign has decided what we feel, what we live, or what we are.”

مشاهده لینک اصلی
One of the most sufficient book of 20th. century. One can not think about 20th. century without naming Sartre. He had influence on very many social concepts and institutions such as human rights and freedom. His ideas changed human life in many aspects.
در سال های انتهایی جنگ دوم، وقتی سارتر در جنبش مقاومت فرانسه علیه اشغال نازی ها فعالیت داشت، این اثر را نوشت، که به عنوان مهم ترین اثر فلسفی قرن بیستم شناخته می شود. متاسفانه این اثر مهم توسط عنایت الله شکیباپور به فارسی برگردانده شده، مترجمی که نه فلسفه می دانست، و نه فرانسه و فارسی اش چندان چنگی به دل می زد. مشهور است که برخی از کتاب ها با نام شکیباپور بعنوان مترجم، توسط هیچ نویسنده ای نوشته نشده اند.


در مورد ژان پل سارتر، مطلبی جداگانه نوشته ام؛
http://www.goodreads.com/author_blog_...


مشاهده لینک اصلی
پیش از آن، وقت صرف کتابهای سنگین ایدئولوژیک کردم، گاهی اوقات یک ساعت در یک صفحه صرف کردم تا اطمینان حاصل کنم که واقعا درک کردم، اما در این 800 صفحه، 5 ماه طول کشیدم. من و خواندن بی تفاوتی و بی نظمی را در رابطه با یک کتاب فوق العاده آموزنده و قابل درک از یادداشت ها توسط Paul Vincent Spade از دانشگاه ایندیانا در مورد Sartre و B \u0026 amp؛ N. http: //pvspade.com/Sartre/pdf/sartre1 را ببینید .... آنچه که آنها در مورد B \u0026 amp؛ N می گویند درست است. خیلی سخت بود. سارتر از ایده ها و زبان استفاده می کند که مدت ها از بسیاری از فیلسوفان دیگر در تاریخ استفاده شده و تخصصی شده است. فیلسوفانی که سارتر اغلب تصور می کنند خوانندگانش در حال خواندن هستند و اگر این علائم مبهم و نامنظم بودن مانع بزرگی به شمار می آیند، سارتر همچنین با نئوشناسیها و عبارات سر و صدا صحبت می کند تا ایده های اصلی را که او سعی در از بین بردن روش های متداول فهمیدن دارد، بیان کند. کسی به تازگی از من در مورد خواندن خواسته بود و بعد از اینکه به آنها گفتم، آنها یک کاغذ را برای نوشتن آن گذاشتند و از من پرسید که آیا فکر می کنم کتابخانه آن را حمل می کند. من به آنها هشدار دادم که حتی در جهت خود نگاه نکنند تا چند کار کوچکتر از سارتر را بخوانند که آنها را متقاعد می کند آنها نمیتوانند آن را بخوانند. این یک کار برجسته است. بنابراین، چرا من آن را خواند، فرض بر این که من یک حفره کامل نیستم و فقط می خواستم که آن را بخوانم؟ خوب، من می خواستم این کتاب را بخوانم، زیرا شروع کردم به خواندن بیشتر و بیشتر توسط سارتر که دوست داشتم؛ کارهایی مانند اگزیستانسیالیسم یک انسان گرائی است، 2 نمایشنامه \"هیچ خروج و مگس\" و گزیده ای از B \u0026 amp؛ N در اگزیستانسیالیسم ویرایش شده توسط رابرت سلیمان. من بلافاصله جذاب شدم که چگونه سارتر تاکید زیادی بر آزادی و مسئولیت دارد - نه پشیمانی و نه عذاب وجدان - و به نظر می رسد پتانسیل بسیار غیرقابل تحقق در مردم را تشخیص دهد. من می دانم که بسیاری از او را به عنوان یک تورم فکری نیرومند می دانند، و من موافقم، اما شجاعت او را بیشتر الهام بخش می دانم. او از ابتدا آغاز می کند، از طبیعت بودن (هستی شناسی) و اندیشه آغاز می کند و تلاش می کند تا یک نظریه جدیدی از آگاهی و واقعیت را که به طور جدی در تخیل و چالش برانگیزد بهترین سیستم هایی را که تا به حال شنیده ام، تدوین کند؛ و او ممکن است نزدیک تر به عنوان هر کسی هنوز برای درک زخم cogito بی نهایت رنج می برد. بعد از خواندن بیشتر به نقطه ای فکر می کنم که من دنیای من را به نحوی بهتر درک می کنم که احساس می کنم خیلی خوشبین هستم، از زندگی ام با خوب یا بد آن قدردانی می کنم و می توانم ببینم که قادر به پاسخگویی به چالش هایم هستم. فرصت ها را شناسایی کرده و پیشرفت می کنند. بسیاری از لحظات در کتاب وجود داشت که در آن واقعا احساس کردم برای اولین بار درک می کنم که چه اتفاقی می افتد. در زندگی. به طور کلی تصور کنید که. این واکنش صادقانه به خدا است. ما (من) اغلب تلاش می کنیم تا درک ما از جهان و مسئولیت خود را در این زمینه برای استعفای دینی از بین ببریم، یا ما خود را با مشغولیت، بی تفاوتی یا خشم مخرب از خود دور کنیم. اما یک چارچوب بهتر برای شناختن جهان و خودم در آن است که \"با تعامل کامل یا درک کامل\" اشتباه نباشد، اغلب نشاط بخش و سودمند است. بعضی ممکن است بگویند فلسفه سارتر، بی ارزش و بی اثر است. به هر حال من قاضی آن زندگی خواهم شد و می گویم که دیدگاه های سارتره به زندگی من تاثیر مثبت می گذارد. در ابتدا باید بدانیم که سارتر واقعی یا چه کسی می داند که بیشتر باشد سارتر معتبر که من از طریق خواندن برخی از نوشته های او از او خواسته بودم را نمی توانم به وسیلۀ تقلید و اغراق آمیز و غلط به اشتباه نادیده گرفتم. \"و چه چیزی به عنوان مقدمه ای هنجار نسبت به تفکر نجالی پست مدرن تبدیل شده است. من فكر كردم كه هیچ چیز در فلسفه سارتر، و به ویژه در عنوان این كتاب، بازتابی بر نوعی فضائی متافیزیکی نیست، فرسایش بی معنی، عدم اطمینان بودن و نوعی اخلاقی در مورد اینکه چگونه جهان، امیال ما و رویاهای ما همه کم است. سوء تفاهم کامل در مقابل، به نظر می رسد در واقع واقعی است. همانطور که سارتر اشاره کرد، هیچ چیز و عدم وجود تنها بر روی سطح وجود وجود دارد، به عنوان «بیرون آوردن هیچ چیز». به عبارت دیگر، چیزی که نمی تواند پشتیبانی شود و تنها توسط آن تعریف شود. بنابراین تاکید و پایه ای از هیچ چیز \"چیزی\" ناسا نیست. در طول کتاب نیز باید در ذهن داشته باشیم، و سارتر بر این نکته تاکید دارد که نویسنده هیچ تئوری مبنی بر وجود بودن یا چگونگی آن وجود ندارد، که سارتر واژه مابعدالطبیعت را حفظ می کند؛ اما او توضیح می دهد که چه چیزی و چه چیزی به نظر می رسد. آنچه که او به عنوان هستی شناسی تعریف می کند. من مطمئن نیستم که او کاملا موفق عمل کند تا اختلاف بین این دو اصطلاح را خنثی کند و به نظر می رسد که خیلی همپوشانی وجود دارد. با این حال، این کمی به من آسیب نمی زند، زیرا ما در اینجا آب های عمیق تر را می بینیم، و آزمایش نهایی ایده، این نیست که چقدر تمیز آن را به یک تعریف فرهنگ لغات می چسبانیم، اما این آزمایش چقدر مفید است و البته زندگی واقعی است. او کتاب را با ایجاد دوگانگی ساده محدود و بی نهایت شروع می کند.

مشاهده لینک اصلی
خوب، واقعا، وجود و هیچ چیز یک وسیله ادبی است که به عنوان فلسفه پوشیده شده است. بسیاری از استعاره هایی که او برای نشان دادن نکاتش استفاده می کند، طبیعت فلسفی نیستند، بلکه تصور و حیرت انگیز هستند. یک کتاب کامل وجود دارد، اما بیشتر اویلسس را بیشتر از هائیدگر یاد می گیرد. یک ایده واقعی فلسفی این است که بد ایمان، که فقط فوق العاده فوق العاده ایو کار اضافه کار است. گرچه نشانه مهم ادبیات قرن بیست و یکم، کتاب خوانی ناخوشایند است و درد آن به معنای بینش بیرونی و فاخر نیست. او تلاش می کند تا یک خروجی فلسفی ایجاد کند، اما واقعا بیشتر از یک محرک تصور است.

مشاهده لینک اصلی
شما باید در برخی موارد با اگزیستانسیالیسم مقابله کنید و این کتاب اساسا یکی از بهترین شروع های این موضوع را به شما می دهد. بعضی از مردم فکر می کنند که بعد از خواندن سارتر، اما صادقانه فکر می کنید که خودتان را به قتل می رسانید، این کتاب بر من اثر متفاوتی داشت. من بیشتر آن را در نظر گرفتم، به شرطی که سارتر به من میگفت که زندگی انسانی همچنان ارزش دارد، حتی اگر هیچ جایی برای داشتن یک زندگی نداشته باشد. آن را بخوانید و ببینید که منظور من چیست. طول می کشد تا از طریق آن شخم زده شود اما ارزش آن را دارد. حتی قبل از اینکه به طور کامل آن را بخوانید، در مورد فراموشی آگاهی به همه دوستانتان دلسرد خواهید شد. . .

مشاهده لینک اصلی
به جای خواندن این کتاب، من به شدت پیشنهاد می کنم کهNo Exit @ را با Harold Pinter در یوتیوب نوشته شده توسط Sartre مشاهده کنید. این بخش بزرگی از فلسفه ی دیگر خود، نگاه و خود را نشان می دهد. و شما یک اشاره را در مورد اینکه چرا Sartre امروز کار نمی کند. علاوه بر این، عبارت مورد علاقه من تا کنون و آنچه من به عنوان خود من می سازد از آن بازیlenfer cest les autres @ (جهنم، دیگران است)، و دومین مورد من است @ Vous ete mon bourreau @ (شما شکنجه من هستید) . من فکر می کنم که سه زشت ترین کلمات در زبان انگلیسی عبارتند از: @ مرد @ (یا معادل آن جمله هایی مانند یک مردی نابینا، مانند یک مرد، شما ضعیف، دشوار است، متوقف شدن یک زن و غیره). کتابهایی که این موارد را دوست دارند این چیزی است که اجازه می دهد تا این نوع فکر کردن صورت گیرد. از این واقعیت، او از یکی از نمونه هایش در مورد اینکه بیش از حد خسته به تپه می آید استفاده می کند و ترس از خوردن یک ساندویچ @ چیزی است که انگیزه او را برای پیاده روی می کند. بله، متوجه شدم این فقط نمونه ای است که او استفاده می کند اما واقعا برای دفاع از آن تلاش می کند. (حتی در روزهای اخیر نیویورک تایمز (6 فوریه 2016)، من یک داستان را در مورد چینی که فکر می کنم به معلمان بیشتر نیاز دارد بیشتر می بینم زیرا دانش آموزان مذکرtimid هستند، خود محور و ضعیف @ مانند دختران و نیاز به آموزش به عنوان مردان من این کار را انجام نمی دهم. این نوع تفکر حتی امروز هم نفوذ می کند). این کتاب امروز به طور کامل پراکنده است. زمان آن گذشته است. من خیلی خوشحالم از دهه 1950 تا دهه 80 پشت سر ما است. محبوبیت این کتاب در طول آن دوره به وضوح به این دلیل است که خود را به مدارس مختلف روانکاوی (گرستت، آدلر، روانکاوی تجربی و حتی فرویدی و با پیچ و تاب) متصل می کند و می توانند از پارادایم روانکاوی خود استفاده کنند. سارتر این کتاب را با تلاش برای تغییر پارادایم کمی به آن چیزی که او به نام psychoanalysisexistentialism @ می نامد، پایان می دهد. من فکر نمیکنم که تا به حال درگیرش شده. او رویکرد فروید را از جایی که رفتار توسطlibido توضیح داده شده و به @ paradigm می گوید، انتخاب می کند که از آزادی فردی که برای طرح (آینده) عمل می کند را در نظر می گیرد. به نظر من، همه او در حال انجام است به جای سرزنش مادر (یا پدر) می گوید، هس این فرد (قربانی) را سرزنش می کند. او هرگز واقعا این واقعیت را نمی گیرد که ذهن و بدن متفاوت هستند و برخی از رفتار ما توسط ژنتیک ما بوجود می آیند (به این ترتیب که به دنیا می آیند). حسی واقعا به پایین سوراخ خرگوش می افتد و می خواهد قربانی را به علت فقدان فرهنگ، جامعه و ارزش های مناسب سرزنش کند. درمان رفتاری شناختی (و سایر تکنیک های دیگر) و داروهای موثر در دهه 80 به وجود آمد و شروع به ایجاد اختلاف کردند؛ زیرا آنها بسیار موثرتر ازTalking درمانی بوده اند. خطای اساسی واقعی در مورد دیدن دنیا در طول زمان است می گوید: پيره خدمتکار نيست و فقط به عنوان يک خدمتکار عمل مي کند و در واقع هيچ چيزي به عنوان همجنس بازان وجود ندارد، فقط اعمال همجنس گرايي وجود دارد. نویسنده واقعا دیدگاه پیچیده ای در رابطه با عشق با مفهوم خود دارایی و مالکیت و سلطه و تخصیص (گرفتن) دارد. او فکر می کند دیگران از وجود ما آزاد می شوند، ما همیشه در حال تبدیل شدن هستیم، و انتخاب های ما همواره خودشان هستند (شما انتخاب می کنید که همجنس گرا، یا عصبی، یا OCD، و یا هر گونه رفتار شما). تنها چیزی که ما آزاد نیستیم آزاد نیست حتی با تمام منفی گرایی که در بالا بیان شد، هنوز می توانم این کتاب را توصیه کنم. این فقط 2.05 دلار و اعتبار در مورد کتاب مورد علاقه من استفاده می شود و من اعتبار زمانی که من قطعا آن را بازگشت. یک مثال کامل در مورد اینکه چگونه ما به عنوان یک جامعه راه افتادیم، اما موفق شدیم از کتابهایی مانند اینها عبور کنیم. نویسنده پیروی نمی کند. (به نظر من واقعا فیلسوف نیست). هرگز به نظرات دیگران درباره فلسفه ی دیگران اعتماد نکنید تا زمانی که خودتان آن را بخوانید.

مشاهده لینک اصلی
من صادقانه بر این باور هستم که حتی سارتر نمیتواند برخی از این قسمتها را توضیح دهد. به عبارت دیگر، من فکر می کنم آنها بی معنی هستند. اما او یک سیستم کامل فلسفی مانند آن را نوشته است و ارزش خواندن دارد. فقط به سختی دقت کن من توصیه خواندن رمان رمان او را تهدید می کنم. بسیار جالب تر است. اما من این پنج ستاره را می دهم، زیرا در قسمت های بسیار درخشان است. و برای هر فیلسوف آماتور لازم است. @ واقعیت این فنجان این است که آن وجود دارد و آن من نیستم. این همیشه یک نقطه کلیدی در سارتر است. من اینجا و همه شما و هر چیز دیگری آنجا است. این نوع از من کمی متفاوت است. چطور می توانم همه چیز را از آنجا خارج کنم؟ ایده @ ظاهر. @ @ مشکلی مشروع در مورد وجود این ظهور بوجود می آید. @ هنگامی که ما به آنچه که پیش از ما می آید نگاه کنیم، چگونه می توانیم از وجود واقعی آن آگاه باشیم؟ @ Absence @ همچنین می تواند وجود داشته باشد. هنگامی که چیزی دیگر وجود ندارد، متوجه می شویم که آن گم شده است. این، البته، برای افراد گم شده نیز اعمال می شود. یا به عنوان شعار بزرگ اسقف اعظم Berkeleys:Esse est percipi @ باید درک شود. @ همه آگاهي آگاهي از چيزي است @ @ هر چند ويژگي اصلي وجود موجود هيچگاه خود را به طور كامل به آگاهي نشان نمي دهد. @ ايده @ خلقتي @ به افراد اجازه داده شد كه فرض كنيم كه خدا به دنيا بودن داده است همیشه با یک انفعال خاص ظاهر شده است. اما آفرینش عیسی مسیح نمیتواند بنیان گذار بودن را توضیح دهد. . . @ اما بودن خود را ایجاد نمی کند خود بودن است. با هیچ کمبودی، لازم است که تشخیص دهیم که تخریب اساسا یک امر انسانی است. . . @ Sartre @ در انتصاب Pierre در ساعت چهار ساعت @ اما پیر وجود ندارد. @ کافه کامل بودن بودن است @ اما هیچ پیر نیست حدس می زنم می توانم بگویم که پیر به هیچ چیز وارد نشده است. هگل می گوید در مورد وجود و هیچ چیز نیست که @ یکی دیگر از آن خالی است. اما @ آن را فراموش می کند که تالیف چیزی کم است. بودن از همه تصمیم گیری های دیگر از هویت با خود خالی است، اما عدم وجود خالی از وجود بودن است. در یک کلام، ما باید در برابر هگل به خاطر داشته باشیم که وجود و هیچ چیز نیست. @ @ Nothingness hauntes being. . . . عدم وجود تنها در سطح وجود دارد. @ هایدگر از عبارت مشهور استفاده می کند: @ Das Nichts nichtet. @ Or @ هیچ چیز نداشتن @ @ Dasein موفق به درک احتمالی جهان؛ این است که سوال مطرح شود، چگونه این اتفاق می افتد که چیزی به جای چیزی وجود دارد؟ @ @ هیچ چیز [در اطراف] بودن در هر طرف و در عین حال [از] اخراج شدن نیست. @ Heidegger: @ human reality @ @ خود را از بین ببرید @ Sartre: @ Nothingness در قلب بودن - مانند یک کرم قرار میگیرد. @ مقایسه اشعار ویلیام بلیک درباره گل رز. @ جایی که هیچ چیز نمی آید . . . هیچ چیز نیست، هیچ چیز ساخته شده است، هیچ چیز خود را نفی نمی کند؛ هیچ چیز نجس نیست . . . انسان خودش را نشان می دهد . . به عنوان یک موجودی که سبب نومیدی در جهان می شود، به این دلیل که او خود را با عدم وجود این هدف متاثر می کند. @ @ چه آزادی انسان است اگر از طریق آن هیچ چیز به جهان برسد؟ @ Kierkegaard ترس را در برابر آزادی توصیف می کند . هايدگر به جاي آنکه هيچ چيز را ناديده بگيرد، عصباني مي شود. یکی دیگر از دلایل دیگری است. آمادگی توپخانه از ترس در سرباز است، اما وقتی که از خود می پرسد که آیا قادر خواهد بود تا @ تایید شود، متورم شدن متورم می شود. @ و استخدام جدید می تواند ترس از ترس داشته باشد. @ هنگامی که ساعت زنگ دار ما را صدا می کند، این است که من هستم به زودی ساعت زنگدار آن را تقدیم می کند - من و من تنها. @ @ در دردسر من خودم را در یک زمان به عنوان کاملا آزاد و به عنوان نمی توانم معنای جهان را به جز منشأ خود از خودم متوجه شدم. @ Sartre criinists determinists-- از آن من یکی هستم - چون ما را به چیزی می اندازد که هرگز چیزی جز آنچه که هست، ما را به مثبت مطلق موجود در خود بازمیگرداند و در نتیجه ما را به عنوان قلب بودن بازمیگرداند.Bad faith @ دروغ گفتن به خود این می تواند درجه ای از ایمان باشد که از بدی آگاه باشد. چگونه می توانم به خودم صادق باشم، وقتی که هیچ چیز مانند @ self @ وجود ندارد؟ حالا سارتر نمونه ای از یک رابطه ی همجنس گرایانه با احساسات گناه می دهد. من می توانم آن نقطه را که او می سازد، درک کند. @ من آزادی خود را در رابطه با آن قرار می دهم؛ آینده من باکره است همه چیز مجاز به من است @ واقعا؟ همه چيز؟ به نظر می رسد یکی از کسانی که گوروس خود کمک می کند. اگر شما آن را از فقر ساخته اید، آن گناه شماست. مزخرف. به نظر من، سارتر نادیده گرفتن وراثت، محیط زیست و شانس است. او به نظر می رسد صحبت می کند به عنوان یک فرانسوی خوب و راحت طبقه متوسط. برای او Bully هر کس مزایای خود را ندارد. @ در تجزیه و تحلیل نهایی هدف صمیمیت و هدف از اعتماد به نفس خیلی متفاوت نیست. @ به نظر می رسد مثل یک تناقض به من. او به نظر می رسد این را به عنوان یک پارادوکس می داند. هر دو از انکار شما هستند. @ هر باور یک باور است که کوتاه می آید؛ هیچ کس به طور کامل معتقد نیست که چه کسی معتقد است. @ @ آن را پیدا نمی کند، هیچ چیز در هیچ چیز فاش نمی شود ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب هستی و نیستی


 کتاب نقاشی
 کتاب روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده اند
 کتاب حکومت نظامی (شهر بندان)
 کتاب بی حسی موضعی
 کتاب فسه ها
 کتاب چه کسی پالومینو مولرو را کشت؟