کتاب کالیگولا

اثر آلبر کامو از انتشارات مجید (به سخن) - مترجم: پرویز شهدی-ادبیات مدرن

تاریخچه / شخصیت ها: 18 مرد و 2 زن

صحنه: بیرونی

کالیگولا به بررسی مطلقیت قدرت و فاجعه استبداد می پردازد. سزار مجددا شورای خود را احضار می کند، اولین تفکر مالیاتی است. خیلی خوب، سزار می گوید، اگر مالیات ها از قلب انسان مهم تر باشد، ممکن است با خیال راحت بدون وجدان کشته شود. او منطق را به انتهای تلخ دنبال می کند. در آخرین صحنه، او کشته شده است، پایان او می دانست اجتناب ناپذیر است. "تئاتر را درخشش داغ قرمز داده است." N.Y. World Telegram & amp؛ خورشید


خرید کتاب کالیگولا
جستجوی کتاب کالیگولا در گودریدز

معرفی کتاب کالیگولا از نگاه کاربران
یک مرتبه که به خاطر تشابه اسمی، یکی را به جای دیگری اعدام کرد، گفت: «او هم همان قدر سزاوارش بود.» و چه بسیار که این کلمات وحشتناک در دهانش تکرار می شد: «بگذار از من بیزار باشند، تا وقتی که از من می ترسند.»
سوئیتونیس، تاریخ نگار دربار امپراتوری روم
کتاب دوازده قیصر: گایوس کالیگولا

خلاصه داستان، براى يادآورى شخصى:
(view spoiler)[
كاليگولا امپراتور دل رحم و مهربان رومى، خواهر خود را بسيار دوست مى دارد، اما روزى خواهرش در عنفوان جوانى مى ميرد. كاليگولا سه روز ناپديد مى شود. همه جا به دنبالش مى گردند اما اثرى از او نيست. روز چهارم با ظاهرى پريشان به قصر بر مى گردد و مى گويد: من در اين سه روز بسيار فكر كردم و به ارزش زندگى پى بردم. مردم زنده اند اما ارزش زندگى را درك نمى كنند. بايد كارى كنم تا بفهمند چقدر زنده بودن مهم است.

و از آن پس تبديل به خونخوارترين امپراتور روم شد. مردم خود را قتل عام مى كرد تا ارزش زندگى را دريابند.
پس از مدتى يكى از درباريانش قصد كشتن او را كرد، و او با آن كه مى دانست هيچ اقدامى براى بازداشت او نكرد. حتى نامه اى كه در آن به توطئه ى او تصريح شده بود به خودش تحويل داد، و به استقبال قاتلانش رفت. در هنگام مرگ فرياد مى زد: وى وو! من زنده ام!
(hide spoiler)]


مشاهده لینک اصلی
Caligula : Emperor of Rome, Albert Camus
تاریخ نخستین خوانش: ماه ژانویه سال 1975 میلادی
عنوان: کالیگولا : نمایشنامه در چهار پرده؛ نویسنده: آلبر کامو؛ مترجم: جمشید خسرو؛ تهران، کانون شهریار، 1329؛ در 72 ص؛ موضوع: نمایشنامه های نویسندگان فرانسوی - قرن 20 م
عنوان: کالیگولا : نمایشنامه در چهار پرده؛ نویسنده: آلبر کامو؛ مترجم: ابوالحسن نجفی؛ تهران، نیل، 1346؛ در 129 ص؛ چاپ دوم: تهران، نیل، 1350؛ در 129 ص؛ چاپ سوم: تهران، کتاب زمان، 1357، در 155 ص؛ چاپ دیگر: تهران، کتاب زمان؛ 1382؛ در 151 ص؛ شابک: 9646380298؛ چاپ پنجم 1386؛ ششم 1388؛ موضوع: نمایشنامه های نویسندگان فرانسوی - قرن 20 م
عنوان: کالیگولا : نمایشنامه در چهار پرده؛ نویسنده: آلبر کامو؛ مترجم: شورانگیز فرخ؛ تهران، مروارید، خانه کتاب، 1347، در 142 ص؛ چاپ دوم 1357؛ در 142 ص؛ چاپ دیگر: تهران، فیروزه، 1375؛ در 142 ص؛ شابک: 9649048545؛ موضوع: نمایشنامه های نویسندگان فرانسوی - قرن 20 م
کالیگولا یا «گایوس سزار 12 تا 41 میلادی»، سومین امپراتور روم بود که از سال 37 میلادی تا سال 41 میلادی فرمان راند. نام مستعار کالیگولا (پوتین های کوچک) را سربازان ارتش پدرش به او دادند، چرا که پوتین‌های سربازی کوچکی به پا میکرد. پس از آنکه کالیگولا امپراتور شد، سلامتی عقل خود را از دست داد. در یکی از وقایعی که توسط تاریخ نگار رومی «سیوتاتیوس سال 69 تا 104 میلادی» ثبت شده، کالیگولا به ارتش بسیار آموزش دیده و قدرتمند خود دستور داد در ساحل دریا صدف حلزون جمع کنند. او به اسب مورد علاقه خود لقب کنسول (عنوان یکی از مسئولین رده بالای روم)، داده بود. او با خواهر خود «دروسیلا» ازدواج کرد، اما بعدها او را نیز کشت. اعضای گارد محافظش «پراتورها» در سال 41 میلادی، او را به قتل رساندند. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
این بازی توسط کامو در مفهوم پوچ بر پایه زندگی دوازده سزار توسط مورخ لاتین سوتونیوس است. با توجه به کار Caius Caesar Caligula، سوم از دوازده سزار، که در سن 25 سالگی در 37AD به قدرت رسید، به مدت چهار سال به حکم قاتلان او در 41AD به قتل رسید. دلیل ترور او ظلم و ستم او نسبت به همه، که باعث شد او را به قتل برسانند. پس از مرگ خواهر او Drusilla، که او قصد دارد ازدواج کند، حساب های مختلفی در مورد وضعیت تغییر ذهن او وجود دارد. اما کامو تصمیم گرفت که وضعیت بی حجاب را از طریق جنون سزار ببیند. بنابراین او با این بازی که در اواخر دهه 1930 نوشته شده بود آمد و در طول زمان منتشر شد، غریبه و افسانه سیسیفوس منتشر شد. این کاملا جالب است که بوم گسترده ای از اندیشه های کامو را مشاهده کنید که در آن نقاشی های مختلف را نقاشی می کند. یک کارمند در The Stranger، یک امپراتور در Caligula، یک دکتر در The Taster یا یک وکیل در The Fall. همه آنها در موقعیت های مختلف با توجه به شرایط مختلف، پوچ بودن را بیان می کنند، اما میزان رنج آنها باقی می ماند حتی در حالی که نتیجه گیری هایشان از موقعیت هایشان متفاوت است؛ بی تفاوتی برای Meursault، Nihilism برای Caligula یا همبستگی برای دکتر Rieux. در سیسیفوس کامو می گوید: \"زیردریایی در اداره پست برابر با یک فاتحه است، اگر آگاهی برای آنها رایج است.\" کامو با حالت های متفاوتی از ذهن تجربه کرد و در تلاش برای دستیابی به یک نتیجه نهایی بود که حتی در آگاهی از پوچ بودن از آنجایی که خداوند به او اهمیتی نداشت، او در خانواده ای از افراد مذهبی متولد نشده بود؛ او تنها سعی کرد که مذهب بودن او در سن ده سالگی که بیشتر برای تأیید به یک شیوه اجتماعی برای اهداف مذهبی انجام می شد، بیشتر نباشد، بلکه نمی توانست به ایده هایی که توسط فیلسوفان تئیستی تئیست یا اگزیستان پیشنهاد شده بود، مرتبط باشد. بنابراین او در تلاش بود تا یک جدول رواا را بر اساس چیزی که می توانست ساخته شود، ایجاد کند. در این تلاش، در سناریوهای مختلف، با شگفتی در حال آزمایش است. کارهای بعدی او متمرکز بر تأیید نیاز به همبستگی است تا معنی داشته باشد، اما هنوز هم فکر می کنم که او می تواند چیزی را با اهمیت تر، اگر آن را برای مرگ نابهنگام خود ساخته بود، مطرح کند. بی اعتقاد مورس با \"بی تفاوتی خوش خیم جهان\" سازگار بود، دکتر Rieux با احساس یکپارچگی برای همجنسگرایان پوچ پوچ است، در حالی که پوچ کالیگولا تنها با خودکشی سازگار بود (او به نوعی به او کمک کرد وارثان او را به قتل رسانند) در این بازی، کالیگوال از این پوچ آگاه است وقتی متوجه می شود که \"من در حال مرگ هستم و خوشحال نیستم\". به منظور غلبه بر این احساس ناامیدی، او تلاش می کند تا اندامی را به نقطه نیهیلیسم بفروشد، به طوری که حداقل بتواند کنترل زندگی خود را تجربه کند. CALIGULA: اما من باید بدانم کجا آن را قرار داده است. و اگرچه من نمی توانم نظم چیزها را تغییر دهم، چه چیزی برای من مفید است؟ از چه چیزی برای من استفاده می شود قدرت بسیار شگفت آور است؟ اگر من نمی توانم خورشید را در شرق فرو کنم، تا زمانی که رنج کاهش یابد و زندگی دیگر پایان نمی یابد؟ نه، Caesonia، آن را غیر ممکن است به خواب و یا بیدار ماندن اگر من هیچ تاثیری در جهت این جهان است. در آگاهی او، Caligula خواستار غیر ممکن است، او می خواهد ماه. از آنجایی که او نمیتواند ماه را داشته باشد، همه چیز بر پایه یکسان است. او به نیهیلیسم رسیده و مخرب می شود. اگرچه حتی در این مورد با دانش بیکاری تجربه می کند. و شاید این به همین دلیل است که او به Cherea کمک می کند در قتل خود را به دست Patricians او. در سیسیفوس کامو می گوید که فقدان مرگ را رد می کند یعنی حتی اگر مردی از پوچی آگاه شود، خودکشی نمی تواند / نباید نتیجه آن باشد، زیرا ارزش زندگی را تضعیف می کند. اما در کالجولا، او بیشتر از نیهیلیسم امپراتور که بشریت را تهدید می کند، رد می کند و آن را از معنا جدا می کند، به طوری که قتل او، که همچنین به نظر می رسد مانند خودکشی، عمل بازگرداندن حقیقت بزرگتر پیشنهاد شده توسط کامو است، اگر چه جهان را پوچ می کند، اما مرد پوچ می تواند شورش خود را از دست ندهد و به ویرانی برساند و زندگی انسان را تهدید کند. اولين پاتريسيان: او قبل از هر چيز به مرگ ما ميخواهد. CHEREA: نه، اين ثانوي است. در حال حاضر او قدرت خود را در خدمت یک اشتیاق بالاتر و مرگبار قرار می دهد. او از طریق آنچه که عمیق تر می گذرد ما را تهدید می کند. بدون تردید، این اولین بار نیست که در بین ما، یک مرد دارای قدرت نامحدود است. اما اولین بار است که او بدون محدودیت استفاده می کند؛ تا آنجا که منکر وجود بشر و جهان می شود. این چیزی است که من در مورد او و آنچه که من می خواهم مخالف آن را هشدار می دهند. برای از دست دادن زندگی یکی از مهم نیست و این شجاعت را زمانی که لازم است انجام دهد. اما برای دیدن معنای این زندگی از بین می رود، دلیل ما برای وجود ناپدید می شود، چیزی که غیرقابل تحمل است. یک مرد نمیتواند بدون هیچ دلیلی زندگی کند. کالیگولا یک بازی مهمی است و چشم انداز دیگری را به نمایش میگذارد که کامو روی پوچ است. --------------------------------...

مشاهده لینک اصلی
این بازی نشان می دهد کالیگولا امپراطوری روم، که توسط مرگ Drusilla، خواهر و عاشقش پاره شده، نشان می دهد. کالیگولا با شروع یک حکومت ترور علیه شهروندان روم پاسخ می دهد، اما این تنها دلیل نیست ... و نمی تواند یک تفسیر عمیقی از خشونت کلیسا، خونریزی و سادیسم ... تنها به حادثه مربوط نمی شود ... نشان می دهد که احساسات او از ناامنی و تمایل به خشونت در حال حاضر حضور داشته است .... تنها درد و بدبختی او برای از دست دادن او را به او بهانه ای ...... بازی صحنه های بسیاری از جنون و بی رحمانه را نشان می دهد ... او به این باور است که مرد ها می میرند و خوشحال نیستند ... این حقیقت که او نتیجه گرفت، برای او چیزی بود که باید باشد تحصیل کرده و برای انجام این کار، کلیجولا دستور داد که همه شهروندان رومی باید فرزندان خود را نابود کنند، تمام پول خود را به دولت بدهند و اعدام شوند ..... و در این راه او ظلم و ستم زندگی خواهد کرد .... این چطور او منطقی توجیه قتل کرد ..... Caligula خود را به عنوان تنها F می بیند مردی در امپراطوری است، زیرا او تنها کسی است که از هیچکس نمی تواند دستورات دریافت کند ... اما آزادی او هنوز با قوانین احتمالی محدود شده است. تمایل او برای آزادی بدون هیچ محدودیتی است ... اما این یک میل غیرمنتظر است ...... و نمیتواند از طریق پوچ به دست بیاید .... @ بله واقعا خیلی ساده است. اگر ماه بود، اگر عشق بود کافی بود، همه ممکن بود متفاوت باشد. اما کجا می توانم این تشنگی را خنثی کنم؟ چه قلب انسان، چه خدایی، برای من عمق دریاچه بزرگ را داشته باشد؟ هیچ چیز در این دنیا یا در دیگری، به قدری است که من ساخته ام. و با این حال من می دانم، و همچنین شما می دانید که همه چیز من برای غیر ممکن است. غیرممکن! در محدوده های قلب من، آن را در محدوده جهان جستجو کردی. دستم رو کشیدم ببینید، دستان من را بشکنید، اما همیشه همیشه شما را پیدا میکنم، تنها با من مواجه میشوید، و به دنبال نفرت هستید. من یک مسیر اشتباه را انتخاب کرده ام، مسیری است که منجر به هیچ چیز نمی شود. آزادی من درست نیست! چیزی، هنوز چیزی نیست. اوه، این تاریکی ستمگر است! @

مشاهده لینک اصلی
Î'κόμΠ± Î ± من \"من ± Î¹Îºî® ± من\" νο من \"من ... من ± Î ± Î¯Î½Î¿Î½Ï و من من\" ιμοκÎ.

مشاهده لینک اصلی
آه زیباترین متن تئاتری که تا به حال خوانده ام. به طور جدی، من هنوز یک دانشجوی تازه کار در زمینه تئاتر هستم، اما این تاکنون بهترین است. قدرتمند. چهار عمل و فقط پس از اولین بار شما بپرسید که آیا شما قادر خواهید بود تا پایان سال باقی بمانید. در حقیقت، من تعجب می کنم که چگونه خودم را به دیدن او نشان می دهم. احتمالا بعد از پایان نمایش من باید آنها را بر روی برانکار بردارم. کامو تفسیر خود را از چهره کالیگوالا به طور استادانه تعریف کرده است، من شگفت زده هستم. من هرگز طیف جوهر از یک شخصیت دراماتیک در این راه نفس، آن را در هر نوار پژواک، در هر کلمه ای که pronuncia.Camus کالیگولا قادر به انجام کاری بزرگ بود: مطمئن شوید که مخاطب می تواند به چشم حماقت خود را دریافت کنید قتل و درک آن، دیگر او را قضاوت نکن. من می خواهم شما را به چیزی نقل قول کنم، اما دوباره این بار اگر من باید انتخاب کنم، من به تمام بقیه کتاب اشتباه می کنم. همه چیزهایی که باید نقل قول شوند، باید طراحی شوند.

مشاهده لینک اصلی
من با دقت جراحی یک قسمت از کودک quandero به یاد داشته باشید: من با پدر و مادرم برای یک پیاده روی شب تحریک بود، زمانی که آن را به خوبی برای لذت بردن از خنکی و پرسه زدن در خیابان های شهرستان، رنگ آمیزی کت و شلوار بستنی و نفس کشیدن هوا از دریا . ما از طریق جمعیت از یک خیابان بازی اتفاق افتاده است: به یاد داشته باشید به وضوح مردم در شورت و فلیپ فلاپ، ربوده گوش دادن در سکوت احترام مونولوگ از آنچه در اثر به نظر می رسید به من یک خل در جبه و صندل است. وقتی که او cominciò به رنگ ناخن پا قرمز مینای دندان، با صدای من من به مادرمNon به من بگویید که شما را لعاب واقعی! @ فریاد زد، آنها را همه مردم را به خنده در اطراف من و درآمد یک نفرت عمر تئاتر ( چیزی که تا به حال به طرز عجیبی آگاهی Allistante. آن هم بدتر بود که در تئاتر، من در مقابل یک در حال مرگ مادام باتر فلای @ SA به قتل! نه! مامان گریه، او خودش را کشته! @ و گریه از اتاق زد) .من به یاد داشته باشید کاملا برای dellepisodio واکنشی که من را مجبور به رنج کرد: من یک دختر بودم، مودبانه، سکوت کردم. من هرگز چنین فکری نمی کنم اگر من در من بودم و آن را نوشیدم - چیزی که برای بقیه فقط یک نظر بچه بود - باعث شد من از خودم فراموش کنم. و این یک accompagnò شرم به علت که باعث laveva است: حس عجیب و غریب، عجیب و غریب به عنوان به هیولا - حرکات، کلمات، لحن که مینای دندان ژست عجیب و غریب از بازیگر عجیب و غریب در جبه و caligulae.Non می دانستم که چه کار بود که روز به بیش از پانزده سال پیش نشان داده بود، perciò هنگام خواندن کامو، که من پیدا قصد کالیگولا برای قرار دادن لهستانی من خون را در یک فلش به خود جلب کرد آنچه که من تجربه آن شب: شوک از ترس، ترس تمسخر portatami جدید . بی نظیر، بیایید برویم خواندن: @ برای خواندن آن، آن را بخوانید. و بنابراین صدای در می آیند، آنها بدن و شکل فانی من را می گیرند و زنده می شوند. و من خودم را کمی بیشتر از یک عروسک میبینم، مجبورم زندگی کنم که در آن زندگی میکنم. دیدن آن را به عنوان من. درد Drusilla. و سپس من @ @ (Cupo) با او من تمام جهان را از دست دادم. به هر علت، مرگ، عشق، یا هر دلیلی دیگر Drusilla تصمیم میگیرد کل جهان را رد کند. برای آزاد بودن - تنها مرد آزاد در تمام رم - منطقی به پایان، مخرب به نقطه است. ما می توانیم آن را جنون و یا دستیابی به تنهایی کامل. از شادی کامل که الهی می شود. در حال حاضر همه چیز بی معنی است، تمام جهان به معنای واقعی کلمه از دست داده است. و سپس بیشتر بروید، بالا بردن همه چیز، تبدیل به خدا و طاعون باشید. برای اینکه مرده باشم، اما من آن را به همان شب می رسانم. به آن رکورد بررسی به درک جنون، شاید حتی درد، من قطعا نیاز به تنهایی غیر انسانی به عنوان رد جهان و در پاسخ به غیر حس از آن همه. زندگی، روابط انسانی، شادی اما من نمی فهمم که چگونه خودم را مرده باشم، خشمگین شویم، ظلم و ستمی را ایجاد کنیم. من Alceste هستم - و یا حداقل من با تمام وجود من است - مردم گریز که مولیر بنابراین با شکوه طراحی شده بود به صدای رد خود را از mondo.Alceste و کالیگولا ممکن است مقدار زیادی در مشترک دارند: هر دو خالص، خالص هستند. اما کالیگولا می آید برای لذت بردن از مرگ زمانی که Drusilla او را اشک می ریزد. در کالیگولا قدرت نفوذ امپراتور عمل می کند. قدرت زندگی و مرگ را بر همه چیزهایی که او از بین می برد. شاید این دلیل تفاوت بین دو واکنش است: بین بی عارضه ی یک و استبداد دیگر، مرگ و درد از بین می رود. شاید، با این حال، چیزی است که می توانید آنها را اگر به این درک Alceste و تصمیم خود را به امتناع از زندگی از طریق تنهایی، من می ترسم از کالیگولا accomunare.Ma وجود دارد. من از دیوانگی هراس دارم و در عین حال خنده ی او را نیز می بینم. از آنجا که همه چیز به نظر می رسد دیوانه، دیوانه در mdodo grotesque. کالیگولا رنج می برد و همچنان رنج می برد. ناخوشایند است، با این حال قدرت بر آنچه که آن را نفرین می کند تغذیه می کند. در غیر این صورت او در تخریب آزادی پیدا نخواهد کرد. این می تواند در رد و بی تفاوتی کشف شود. کالیگولا هنوز عسل است. به من می دهد تصویری از یک مرد که درد برنده نیست، اما درد، perciò از زندگی، فتح شد و sopraffatto.Camus به من می دهد تصویری از یک مرد پنهان شدن پشت allapparente logicitá از غیر حس و عشق را نشان می دهد دیوانه برای همه چیز که زندگی است زندگی تمام راه در آنجا که جنون، تمام راه را برای هر گونه هزینه altro.Si بسیاری از کلمات به تقریبا هر شخصیت dellOpera - اغلب درستی چنین است، به عنوان در مورد اسکیپیو یا Chaerea ای Elicone - و کمی خودش گفت از Cesonia، در عشق با Caligula به طوری که چند قادر به. من دو کلمه برای او می گذارم تا بتوانم کار او را به رسمیت بشناسم: او بی گناه است - درست مثل کالیوگلا، شاید حتی دیوانه تر.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب کالیگولا


 کتاب سن عقل
 کتاب گور به گور
 کتاب آسایشگاه
 کتاب خاکستر به خاکستر
 کتاب در تو در تو
 کتاب گردهمایی