کتاب مرفی

اثر ساموئل بکت از انتشارات ققنوس - مترجم: سهیل سمی-ادبیات مدرن

در ميان رمان‌ های ساموئل بكت، شاعر، نويسنده و نمايشنامه‌ نويس ايرلندی (۱۹۸۹-۱۹۰۶) مِرفی چند شخصيت و طرحی كم ‌و بيش روشن دارد. از بعضی جهات به خود «بكت» شبيه است. زندگينامه‌ نويسان او به خطوط موازي ميان اين رمان و زندگی بكت اشاره كرده‌ اند. گفتنی است بكت در زمان نگارش اين رمان در لندن به روانكاو مراجعه می كرده است.
بكت در همان دوره، عامدانه و به قصد تجربه كردن فضا و روحيه‌ها براي ديدار با «جفری تامپسن»، دوستش، به بيمارستان مي‌رفت. در رمان مطالبي نيز وجود دارد كه به خاطرات و ديده‌ها و شنيده‌هاي بكت از دوران كودكي تا بزرگسالی اش مربوط می شدند. با وجود تمام تمسخرها و شرح‌ های عينی، روشن است كه نويسنده با مِرفي همدلی دارد. اين كتاب در دوره‌ای نوشته شد كه بكت مانند بسياری از نويسندگان هموطن و غيرهموطنش تحت تأثير نويسنده بزرگ ايرلندي «جيمز جويس» بوده است. جويس نيز به بكت اعتنا داشته و گويا دو فصل اول مِرفي را به دليل علاقه‌ای كه به اين رمان داشته از بر كرده بود. رمان مِرفي در ميان آثار ساموئل بكت نيز موقعيتی متمايز دارد. در اين رمان، راوی، بيش از راوي‌های ديگر بكت، از عقايدش مي‌گويد. هر چند هر بار كه اين كار را انجام مي‌دهد، خواننده را ذوق زده مي‌كند اما... .


خرید کتاب مرفی
جستجوی کتاب مرفی در گودریدز

معرفی کتاب مرفی از نگاه کاربران
.معرفی کتابی که به زودی در ایران چاپ خواهد شد

مورفی / ساموئل بکت

«خورشید که چاره­ای جز این نداشت، بر همان اوضاع پیشین تابید.»

با این جمله که مطلع رمان «مورفی»­ست، خیلی زود نام نویسنده را حدس خواهید زد. «مورفی»، اولین رمان ساموئل بکت بود. او هنگام انتشار رمان سی و چهار سال داشت. به گفته منتقدین این رمان، در کنار دومین اثرش «وات»، داستان­دار ترین و رمان­ترین آثارش هستند. اما همین رمانِ داستان­دار هم آشکارا یک ضدرمان است. ضد رمان به این معنی که در آن خبری از بحران، جلورفتن داستان با اتفاقات خاص و یا درگیرکنندگی و احساسات نیست. مورفی، همچون دیگر آثار بکت ضدِ سفرهای ادیسه­وار هم عمل می­کند چرا که باز هم شخصیت­ها در سفر و یا انتظارند اما نه به مقصد می­رسند، نه اتفاقی می­افتد و نه موعودی از راه می­رسد. مورفی، همسرش را در ایرلند تنها گذاشته، به انگلستان می­آید تا شغلی بیابد. به لندن که می­رسد همچون دیگر شخصیت­های بکت مشغول به هیچ می­شود تا اینکه با سیلیا آشنا می­شود که دختری بدکاره­ است و گویا نمادی از وضعیت پیشینِ خودِ مورفی، یعنی چندی پیش از سقوط در پوچی. سیلیا، مورفی را مجبور می­کند دنبال کار برود. مورفی بلاخره پرستار یک تیمارستان می­شود. در آن جاست که آرامش می­یابد و همه را فراموش می­کند. همسر مورفی، معشوقه­اش سیلیا و بقیه که از او بی­خبرند به دنبال او خواهند آمد، اما خیلی دیر.

خواندنِ این کتاب برای من که اولین قدم را در دنیای بکت برداشتم همچون دیدن یک تردست فوق­العاده ماهر اما رازآلود در گوشه خیابان بود، تردستی که با قدرت­های عجیب مثلاً همزمان که به بندبازی مشغول است در حال مدیتیشن و مراقبه و بلند کردن اجسام سنگین با قدرت ذهنش هم هست­. شبیه تماشای یک نمایش به زبانی بیگانه. با وجود هر آن چه که درباره تفاوت­هایش با دیگر آثارش می­گویند، «مورفی» با بکتی که کم و بیش درباره­اش شنیده بودم مطابقت دارد. طنز تلخ و سیاه، بازی­های زبانی مسحورکننده و به طرز دردآوری خنده­دار، تلمیح و اشاره و پارودی به زمین و زمان، از فرهنگ و تاریخ وسنت بگیرید، تا موسیقی و حتی دکارت و اسپینوزا! در نگاه اول، «مورفی» با بازی­های پیچیده زبانی­اش یادآور «اولیسِ» جویس خواهد بود اما بکت خیلی زود از زیر سایه استاد و مرادش خارج شده و در کنار او، بر قله ادبیات مدرن می­ایستد. بکت تا جایی پیش می­رود که رمان را به شکل تمثیلی و خلاصه در یک بازی شطرنج فرسایشی و بی­هدف بین مورفی و آقای اِندون که یکی از دیوانگان ساکن تیمارستان است می­آورد، در این بازی که بیش از چهل حرکت را شامل می­شود مهره­ها به جای پیکار یا دفاع، بی­هدف در حرکاتی دایره­ای و رفت و برگشتی می­چرخند و حتی گویی به رقص در می­آیند. بکت ابتدا بازی را به شکل کدهای مرسوم در شطرنج می­نویسد (فلان مهره به فلان خانه) سپس به شکل پی­نوشت حرکات را با جزئیاتی مضحک و گزارش­وار تفسیر می­کند.

*خبر خوب اینکه سهیل سمی که به تازگی دیگر رمان بکت، «نام ناپذیر» را از سوی انتشارات ثالث روانه پیشخوان کتابفروشی­ها کرده، مشغول ترجمه دو رمان اول بکت، «مورفی» و «وات» است.
*دیگر اینکه برای فهم بهتر این کتاب و سایر آثار بکت می­توانید به کتاب «بکت» نوشته آ.آلوارز، ترجمه مراد فرهاد پور از سری کتاب­های «بنیانگذاران فرهنگ امروزِ» نشرِ طرح نو مراجعه کنید.


مشاهده لینک اصلی
...
ویلی گفت:« انسانیت یه چاهه با دوتا سطل، یکی میره پایین که پربشه، اون یکی میاد بالا که خالی بشه.»
نیئری گفت:«اگه منظورتو درست فهمیده باشم، میخوای بگی اون چیزایی که با دوشیزه کونیهن به دست می آرم، با غیردوشیزه کونیهن از دست می دم.»
ویلی گفت:«خیلی قشنگ مطرحش کردی.»
نیئری گفت:« هیچ نادوشیزه کونیهنی وجود نداره.»
ویلی گفت:« به وجود می آد.»
نیئری دستانش رادرهم چفت کرد و فریاد زد:«کمک کن تا در این جزیرۀ کنی آیلند شرقی که وجود خود نیئریه، غیر از دوشیزه کونیهن جذابیتهای غریب دیگه ای هم به وجود بیاد.»
ویلی گفت:«حالا این شد حرف حسابی. وقتی از نوشدارو برای همه حرف میزنین، این حرف حساب نیست. اما وقتی دنبال این هستین که یه نشونۀ واحد بیماری جایگزین بشه، اونوقت دیگه باید قبول کنیم که دارین حرف حساب میزنین.»
نیئری گفت:« فقط یه نشونه وجود داره، دوشیزه کونیهن.»
نیئری گفت:«خوب گمون نکنم برای پیداکردن جایگزین زیاد مشکل داشته باشیم.»
نیئری گفت:« به خدا قسم که گاهی درست عین مرفی جفنگیات میگی.»
ویلی گفت:« وقتی آدم به میزان مشخصی از بصیرت برسه میبینه همۀ آدما وقتی که باید حرف بزنن، همون جفنگیاتو به هم می بافن.»
...
مرفی/ساموئل بکت/ ترجمه سهیل سُمّی

مشاهده لینک اصلی
ساموئل بکت، نخستین عبارتی را در کتاب خود به من نشان داده است: \"خورشید درخشید، بدون هیچ جایگزینی، در هیچ چیز جدیدی نیست.\" واقعیت وجود ندارد، فقط یک تقابل واقعی واقعیت: افراد خود را با شیوه های غریب غریب سرگرم می کنند و گفتمان های فکری عجیب و غریب: \"انسان به خوبی با دو سطل است، یکی که پایین می رود تا پر شود، دیگری می آید تا خالی شود\". آیا این استعاره کامل تولد و مرگ، دانش و جهل نیست، از حافظه و فراموشی؟ ذهنیت مورفی، خود را به عنوان یک کره توخالی بزرگ، که به طور انحصاری به جهان بدون آن است، به تصویر کشیده است. این فقر نبود، زیرا هیچ چیزی را که خود را شامل نمی شد نادیده گرفت. هیچ چیز تا به حال در خارج از جهان وجود نداشته یا خواهد بود، اما در حال حاضر به عنوان مجازی، واقعی یا مجازی در حال واقعی شدن یا واقع شدن در مجازی در جهان در آن قرار دارد. این ذهنیتی نیست ™ نیاز به هر شرکت به جز خود. و این راه دیگری ندارد، اما پایین و outâ € | روح ما هستند بادبادک ها بر روی یک رشته است که رویای آزاد شدن را به ابدیت می اندازد.

مشاهده لینک اصلی
نقاشی، فوق العاده، هندسه فراکتال در کلمات. آری، این حکم نیز وجود دارد. رتبه: 5 * از پنج. ناشر می گوید: مورفي، که در سال 1938 برای اولین بار منتشر شد، بکهت اولین کار رمان و سوم از جعلی بود. با این حال، بسیاری از ایرلندی ها در سنت پساجویان، با این وجود آغاز یک فرم جدید بیان ادبی بود، همانطور که بعضی از منتقدان معتبر در آن زمان به رسمیت شناخته شده بودند، به شدت بر نویسندگان زمان صرف شده در لندن به عنوان یک مرد جوان و به ویژه تجارب خود یک پرستار مرد این سالهاست که یکی از محبوبترین رمانهای یکی از ارکان اصلی قرن بیستم است. نوعی راحتی در خشک، لخت، زبان، در تصاویر وحشیانه و تکرارهای بی حوصله ... - هوارد کانلی. بررسی من: این همیشه سخت است که بکت را توصیف کنم مورفی Celia، فاحشه را دوست دارد. خانم Counihan، شگفت آور انسان شناسی برای ایرلندی، مورفی را دوست دارد. نزدیک، یک فیلسوف، مورفی را به عنوان بهترین دوستش دوست دارد. سپس مورفی این مرد را بازی می کند که شطرنج را در بیمارستان روانی که مورفی کار می کند بازی می کند. ممكن است واقعا این سخت باشد. مورفی، افسردگی ایرلندی، باید کار را بدست آورد زیرا سلیا، محبوبه ی کوچک او، فکر می کند که او را خوب می کند. بنابراین او ایرلند را ترک می کند، به لندن می رود و در بیمارستان روانی کار می کند. همه انواع مشکلات ایرلندی ها او را دنبال می کنند، اما مورفی متوجه می شود که آنها در میان دیوانه ها فرار می کنند و از مسئولیت های خود به کارکنان رنج می برند و منجر به بی اعتنایی ناگهانی مورفی می شوند. آقای اندون، عاقل ترین دیوانه، مورفی را به بازی شطرنج با او دعوت می کند و آن بازی که ستون کتاب را تشکیل می دهد. آن را در مورد دوست داشتن و به من غیر قابل درک، جزئیات، اما اگر شما بیمار و مایل به آموزش خود را با منبع مرجع شطرنج به عنوان شما خواندن، شما می توانید متوجه شوید که این بازی رمان شما خواندن، و رمان بازی شطرنج چگونه پایان بازی شطرنج؟ برای یک لحظه فکر کنید سپس پایان رمانها برای شما روشن خواهد شد. آن آسان نیست که در قفسه خوانده شود. خوب است که وقت و تلاش خود را برای همکاری با آن، به دلیل آن زرق و برق دار ساخته شده ... یک خط در مورد جغدها در باغ وحش، شادی و رنج خود را شروع تا تاریک، که من آرزو می کنم می توانم پیدا کنم به طوری که دقیقا نقل قول، اما ... خوب ... کامل، و در لحظه ای که در روایت می آید، به طرز شگفت انگیزی مناسب است که باعث می شود موهایم بلند شوند تا آن را به یاد بیاورند. بکته از ایرلند به خاطر دینی بودن آن متفکر و مرسوم، متین بود. او از هر نوع ریاکاری رنج می برد، و این (من فکر می کنم اشتباه در مورد این است) آخرین رمان است که او به زبان انگلیسی نوشت، زیرا او زبان را به عنوان حامل (فکر Typhoid Mary) از ریاکاری در نظر گرفته است. (پس او چه کار کرد؟ او در فرانسه نوشت! اوه طنز). مورفی، جیغ روح عاشق عصبانی است. این به طرز عجیب و غریبی به نظر می آید هر اندیشهای بی معنی یا بی ارزش که تا به حال داشته اید، هر عمل بی رحمانه ای که تا به حال انجام داده اید، باعث می شود که شما گریه کنید و لبخند بزنید و از لذت لذت ببرید. با یک مرد زیبا بین پوشش های سخت قرار داده است. درخشان آن، زیبایی آن است و هرگز فراموش نخواهد شد، حتی زمانی که می خواهید. این کار تحت مجوز Creative Commons Attribution-NonCommercial-ShareAlike 3.0 مجوز Unported مجاز است.

مشاهده لینک اصلی
اولین بکت من هستم صبح دیروز، زمانی که من این کتاب را نهایتا بسته بودم، بی حوصله بودم. این کار یک نابغه است. با این حال، نیمه اول، کمی سخت بود. اگر شما برای خواندن آثار مدرنیست یا پست مدرن استفاده نکنید، احتمال زیادی وجود دارد که سبک نوشتن بکتز شما را نادیده بگیرد. ساموئل بکت (1906-1989) با دوست و بت خود - یکی دیگر از نویسندگان مورد علاقه ایرلندی - نویسندۀ اولیس (5 ستاره نیز!)، جیمز جویس (1882-1941) مشغول به کار شد. بنابراين، سبک آنها شباهت دارد، اما هنوز هم قابل تشخيص است. من هر دو را دوست داشتم. اگرچه، @ Murphy @ البته خیلی ساده تر و ساده تر از @ Ulysses قابل درک است. @ اما مجبورم مجددا پذیرفتم که مطمئن نیستم همه چیزهایی را که بکت می خواست در این کتاب بفهمد، درک کرده است. مانند نگرشهایی که برای من انجام دادم @ Ulysses @ من فقط با خواندن خویش ادامه دادم، حتی اگر مجبور بودم برخی پاراگرافها را دوبار یا سه بار بخوانم. این به این دلیل توضیح می دهد که چرا 1 ماه طول کشید تا این کتاب را تمام کند. قسمت های زیادی وجود داشت که من از خودم پرسیدم: @ هوه؟ از نو؟ او چه گفت؟ با این حال، در نیمه دوم، زمانی که مورفی قبلا به عنوان یک پرستار در بیمارستان برای افراد دیوانه کار میکرد، این موضوع زمانی اتفاق میافتد که همه چیز شروع به سقوط به مکانهای مناسب کرد. مکالمه دوستانش در بیمارانی از دوست دختر مریپس سلیا اولین صحنه ای بود که من را با هیجان به من زد، زیرا پرویز، پروزه زیبای بازیگری، چیزی بود که من هنوز در مواجهه با جیمز جویس کار نمی کردم. پس از آن صحنه ای که به خوبی شطرنج شناخته شده است، به نظر می رسد که در کل رمان کپسوله شده یا تقلید کرده یا نشان داده شده است. من در بازی شطرنج خوب نیستم و دقیقا نمیدانم چطور می توانم خواندن حرکت های نوشته شده را انجام دهم و این سبک را از طریق Glass Look Glass مشاهده کردم و آنچه که آلیس (لوسیس کارول) آن را یافت (3 ستاره) یافت، اما توضیحات ذکر شده (نامه a به r) در انتهای بازی به طور مناسب توضیح داده شده به یک فرد غیر شطرنج بازی مانند من به عنوان بازی مربوط به شخصیت های رمان است. درخشان درخشان Brilliant.Becketts بازی کلمات است چیزی که من را تحریک کرد. حتی استفاده موثر از فونت مانند: موسیقی، موسیقی، موسیقی با فونت از 10pts به 14pts به نظر می رسد مانند معنی دار و یا استفاده از آن تکرار از یک عبارت مانند @ استراحت @ سپس یک پاراگراف، یکی دیگر @ استراحت @، سپس یک پاراگراف و سپس یکی دیگر @ استراحت @ پس شما به عنوان یک خواننده خود را در ذهن شما سکوت: چرا؟ چه اتفاقی می افتد @ سپس شما بعدا متوجه خواهید شد. شما نمی تونید کمک کنید، اما توسط اعدام ماهرانه خود را به صورت مکتوب هیجان زده می شود. من هیچ چیز را به عنوان سبک به عنوان Becketts موثر دیده نمی شود. توصیه من به کسانی که می خواهند این را بخوانند: بیش از حد در مورد جزئیات در نیمه اول نگران نیست. فقط خواندن ادامه دهید زیرا گوشت در نیمه دوم قرار دارد که همه چیز شفاف خواهد شد. تضمین. به. نگاهی به شما نفس کشیدن دور!

مشاهده لینک اصلی
اندیشه فکر این موضوع را به همان اندازه چند مورد بررسی می کند و این نخستین، بهترین و جذاب ترین رمان بکت است. بسیاری از افراد از شخصیت های بکت استفاده می کنند، و اینها چیزی شبیه به این دارند: این شخصیت های پس از آخرالزمانی، توخالی، نشسته در مناظر خالص نمایش های بکتز به جهنم و عقب رانده شده است؛ آنها صبورانه به آنچه که به آنها اتفاق می افتد را می پذیرند و به نظر می رسد برای برخی از فضایل منتظر هستند. در مقابل، مورفی (شخصیت اصلی رمان) هیچ جا نمی رود، اما نمی تواند خوشحال باشد. بر خلاف بسیاری از شخصیت های در Becketts نمایشنامه، مورفی با زندگی درهم می شکند. او ممکن است یک جهنم از اردک عجیب و غریب، اما زنده زنده و hopping. مورفی هیچ تمایلی به ساختن خانه توسط جامعه نداشته و یا روزها و شبهای خود را به صورت مولد به عنوان یک شخصیت مانند رابینسون کروزو (Paradise) رها نکرده است. مورفی از طریق حواله ای که Lucy Snowe (Villette) را به یک دیوانگی نزدیک می فرستد، نگران کننده نیست، بلکه به طور فعالانه این فضاهای غیر ساختاری را دنبال می کند. برای رسیدن به سعادت شخصی، مورفی نشسته است - توسط هفت روسری - و برهنه @ در صندلی خود را تکان دادن از تیچ لباس پوشیدن، تضمین شده به شکستن، پیچ و تاب، کوچک شدن، corrode، و یا creak در شب. @ این عجیب و غریب آرایش کار می کند به دادن لذت بدن او و @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@. @ به طور خلاصه، مورفی در هیچ کجا عجله ندارد فقدان آن چیزی که ما می توانیم به عنوان انگیزش نشان بدهیم زمان است، یک نقطه می تواند از خطوط باز کردن کتاب، که به طور منظم همه رمان ها با خطوط اول و پیش بینی از پیش بینی شده خسته کننده در مورد آب و هوا و زمان، و همچنین اجازه می دهد تا ما می دانیم که ما در کانزاس دیگر: خورشید درخشید، بدون هیچ جایگزینی، در مورد هیچ چیز جدید. من در مورد تابستان تابستان زیادی فکر می کنم چون من فکر می کنم که آیا برای آموزش یک دوره در مورد موضوع. در حالی که من فکر می کنم مورفی یکی از جالب ترین کتاب ها در ادبیات است، آن را سخت به تعریف که چرا. مانند توضیح شوخی که تقریبا از نظر معاینه جدا می شود، هیچ چیز شوخ طبعی را سریعتر از تئوری کردن ویژگی های آن نابود نمی کند. و آن را کاملا گفتن که کسانی که سعی در تعریف طنز - ارسطو، سیگموند فروید، هنری برگسون و امانوئل کانت، به نام چند - برخی از dudes بسیار خوش تیپ است. شاید مردم خنده دار بهتر از سعی کردن تعریف خنده دار باشند. مورفی با اشتیاق به دنبال یافتن شغلی از سوی سلیا، خدای دوست داشتنی، اما مزدور فاحشه مزدورش است: @ مورفی در محل کار، یک شکل قابل توجه بود ... @ بکت در مورد کیفیت کیف چرمی مورفی به ورزش ادامه می دهد: @ کت و شلوار او سبز نیست، اما aeruginous .... کمتر از رنگ برش قابل توجه بود. ژاکت، یک لوله به خودی خود، از بدن به دور اواسط ران افتاده بود، جایی که دامن اندکی بازتابی مانند دهان یک زنگ را به آرامی درخواست تجدید نظر برای برداشت که برخی از آنها سخت مقاومت در برابر .... با توجه به مواد کت و شلوار، ادعای جسور توسط سازندگان پیشرفته ساخته شده است که آن را سوراخ ضد. این درست به این معنی بود که کاملا غیر متخلخل بود. این هوا را از جهان بیرونی پذیرفت و هیچیک از بخارات مورفی خود را نجات نیافت. مورفیس جنبه غیرعادی برخی از کارفرمایان بالقوه خود را ذکر کرد. هس برای کارsmart boy @ در Grays Inn Road رد کرد، جایی که هز شدیدا مورد ارزشیابی قرار گرفت: @ E هوشمند .... @ و نه یک پسر @ [و:] @ E به نظر نمی رسد به درستی انسان به من. @ اما شفاف در مورفی روشن می شود و او به عنوان یک پرستار مرد در Magdalen Mental Mercyseat کار می کند و بیمارستان به دلیل برخورداری از اختلالات ذهنی بهتر از بیمارستان است. @ ناشناخته است که مورفی خوشبختانه توسط MMM کار می کند، اکثر شخصیت های کتاب به دنبال او هستند به رغم طرح دقیق و دقیق - که عموما قطعه ها را تکه تکه می کند - این کتاب در مورد قصه داستان نیست. هر چه شرایط پوچانه با مورفی مواجه می شود، در نهایت در کنار نقطه است. این کتابها بر روی مورفی و تمایل او برای جلوگیری از صدا و خشم، همه فردا و فردا و فردا است که ما را تحریک می کند و ما را به یک جهان مطابق با آن و همچنین مرسدس سبز مورفیس متصل می کند. همانطور که مورفی توضیح می دهد: \"من از دنیای بزرگ نیستم، من از دنیای کوچیک هستم. @ * * * و بعلاوه، بعضی از بکت ها عبارت های بهتر عبارتند از:mercantile gehenna @ - world of work @ long hank of Apollonian آستنیا، @ @ spasmophile اسکیزوئیدی، @ @ sedy solipsist @ - کلمات برای تماس با دوستان خود @ تقسیم کردن فک و فورا آنها را جدا با زدن، دروغ زدن زبان خود را به کنار سپر، تا آخرین کشش خمیر جذب @ - Ticklepenny شرح چگونه او تغذیه بیماران در Magdalena Mercicyate ذهنی

مشاهده لینک اصلی
طرح مورفی (1938) نسبتا ساده است: مورفی، شخصیتی که مایل به بستن و بستن صندلی تانک خود به گره خورده است و خود را به حالت کاتاتونی تبدیل می کند، تصمیم می گیرد که ایرلند را برای لندن ترک کند تا کار پیدا کند. او پشت خانم سونیهان، نایب او برگشته است، که بعدا با \"Neary\"، معلم سابق مورفی، رابطه دارد. در لندن و در جستجوی کار، مورفی با فاحشه ای به نام سلیا ملاقات می کند و در @ love @ سقوط می کند. مورفی، با این حال، از ابراز احساسات و تعهد خود اجتناب می کند در حالی که سلیا نگرانی خود را برای او نشان می دهد و اصرار می ورزد که او یک شغل پیدا کند. در نهایت مورفی یک شغل در بیمارستان روانی پیدا می کند، جایی که او @ دوست @ آقای Endon و در نهایت Celia را ترک می کند. نزدیک به هم، در حال حاضر توسط یک الکلی که او برای استخدام مورفی به نام کوپر، یکی دیگر از دانش آموزان سابق ویلی و خانم سونیهان استخدام کرده است، به مورفی می آید و با سلیا می رود. پایان رمان به طور ناخوشایندی و متاسفانه به پایان می رسد، اما صحنه نهایی که شامل سلیا فاحشه است، چیزی است که امیدوار کننده است. اگر رمان بسیار گیج کننده باشد، به معنای آن است. خوانده شده بر روی. نمونه از رمان های Becketts آشکار @ anti-journey @ موضوع است. شخصیت ها به دنبال و هرگز پیدا نمی کنند. در طول راه آنها رنج می برند و راه خود را از دست می دهند، گاهی اوقات فراموش کردن آنچه که آنها برای آنها تعیین شده است. این رمان @ anti-novel @ به طوری که وجود دارد کمی، در صورت وجود هر گونه درگیری - بدون پیشرفت، هیچ مشارکت، بدون احساسات. در یک بازی شطرنج بین مورفی و آقای اندون در بیمارستان روانی و با توجه به بازی که بکت در واقع حرکت را با حرکت نشان می دهد، هیچ قطعه ای از خط مرزی عبور نمی کند. مخالفان مخالفت نمی کنند؛ در عوض، آنها در اطراف یکدیگر دور می شوند. سیاه در نهایت برنده و تسلیم سفید می شود، از آنجا که اندون، که همیشه باید سیاه بازی کند، @ @ مورفی را بررسی نمی کند و به هیچ وجه نشان نمی دهد که مورفی شاه را مورد حمله قرار می دهد. برای من، این یکی از بخش های سرگرم کننده کتاب است - آن @ @ ضد شطرنج @ بازی. جابجایی ترین بخش این @ unmoving @ novel صحنه هایی است بین تجربیات Celia و Murphy و Murphys در بیمارستان روانی، که در آن او ارتباطی با بیماران ایجاد می کند و به معنای @ sanctuary @ به جای محل تبعید است. او بیماران را می بیند که از فساد عظیم @ که البته، وجود و زندگی است، فرار کرده است. صحنه های بین سلیا و مورفی بسیار شبیه بازی هستند، مورفی از هر وسیله ای که با او ارتباط دارد، اجتناب کند. وضعیت سلیا، که سعی می کند به تلاش مورفی برسد، ناراحت کننده است. او، با این حال، به طور مداوم از طریق کلمات و حرکات مبهم از او خارج می شود و از او می ترسد. بکت یک نویسنده ویژه برای من است و مورفی یک کتاب ویژه است - آن تاریک، ناراحت کننده، گیج کننده و پیچیده است، به جز به اندازه کافی خنده دار به شما شانه های خود را نخورده است. هیچ کس مانند بکت وجود ندارد رمان های او دشوار است که بخوانند - کلمات به چرخش و توقف و غلبه و پوسیدگی می رسند. گونه هایی از تمدن غربی پراکنده شده و از جمله فلسفه هایی مانند اسپیزونا، دکارت و برکلی وجود دارد. آثار او موسیقی ناسازگار پسا مدرنیته است و امیدوارم مردم به آن گوش دهند، حداقل در زندگی خود، در رمان های او، پرویز کوتاه، نمایشنامه ها یا اشعار.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب مرفی


 کتاب تیفوس
 کتاب دایره گچی قفقازی
 کتاب کوتوله ها و چهار نمایشنامه دیگر
 کتاب درد مختصر و آسایشگاه
 کتاب نظم اشیاء: دیرینه شناسی علوم انسانی
 کتاب حلزون ها به زمان می بازند